ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 22:02
ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43
ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43
همه مشغول بگو و بخند بودند سیاوش آرام زیرگوشم زمزمه های عاشقانه میکرد مست بودم مستی که شراب نخورده بود اما حرفای مست کننده میشنید صدای زنگ آیفون همه را ساکت کرد مریم خانوم در رو باز کرد عمه خانوم و مانی بودن لرزیدم اما خودمو کنترل کردم چیزی نگویم فریاد نکشم آوار نشوم عمو مازیار و ماکان و سیاوش دورم را گرفتن پوزخند مانی مانند خنجری به قلبم اثابت کرد مثل خودش پوزخندی زدم ....
آرام اما ........ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43
ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43
ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43
ما را در سایت آرام اما ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:43